و كاربرد هندسه، حساب، اخترشناسي و موسيقي.
8. اخترشناسي و اخترگويي ــ قسمتي از بخش قبلي دربارهٴ اخترگويي بود، ولي اين بخش هم بايد اضافه ميشد. بيكن با اخترشناسي يوناني و عربي كاملاً آشنايي داشت و بدين موضوع سخت علاقهمند بود، ولي او هم مانند گروستست هرگز نتوانست ميان بطليموس و بطروجي يكي را انتخاب كند. او دريافت كه دستگاه بطليموس توصيف بهتري از امور مشهود عرضه ميكند، ولي دستگاه بطروجي با اصول فلسفهٴ طبيعي سازگارتر است. تأثير او را ميتوان در برنار وِردُني فرانسيسي اهل فرانسه، همچنين شايد گيوم سن كلودي ملاحظه كرد. دربارهٴ عقايد جهانشناسي عجيب (جسمانيت افلاك سماوي) ابن هيثم و محمد بن احمد خرقي اطلاعاتي بهدست آورد.
بيكن به اخترگويي سخت علاقهمند بود و بدان اعتقاد بيچون و چرايي داشت، با اينهمه، در مورد اخترگويي و جادوگري تفاوت فاحشي قائل بود. خود اخترگويي را دو نوع دانست: نوع مشروع، و نوع حرام، يعني خرافات محض؛ با اين كه قسمت عمدهٴ آنچه بيكن آن را اخترگويي مشروع ميشمرد از نظر ما چيزي جز اشتباه و خرافه نيست، اين تمايز اهميت بسيار داشت.
نظريهٴ تكثير انواع كه در بخشهاي 10 و 11 بدان اشاره شده، طبعاً جنبهٴ اخترگويي داشت ــ چگونه تأثير كواكب در فضا منتقل ميشود؟ ــ و بيكن آن را با دقت شاخ و برگ داده بود.
بيكن غير از رسالههاي دايرةالمعارفياش، در برخي آثار ديگر هم از اخترشناسي و اخترگويي بحث كرده است، از جمله در
رسالهٴ اندر باب ستارگان دنبالهدار، و رسالهٴ مختصر در باب روح. در مورد رسالهٴ اندر باب اخترشناسي
¿ يادداشت مربوط به آلبرت كبير بخش 4.
9. تقويم ــ بيكن مساعي گروستست را در زمينهٴ ترويج اصلاح تقويم دنبال كرد، زيرا اين كار با گذشت قرنها، بيش از پيش ضرورت مييافت. او دو رساله را بدين موضوع اختصاص داد،
محاسبـهٴ طبيـعي كه در 1263 ـ 1265 نوشـت، و اندر باب تعيين عيـد پـاك. تقويمـي را كـه به وي نسبت دادهاند فرانسيسي (؟) ديگري در 1292 يا 1297، در طليطله تأليف كرده است.
محاسبهٴ طبيعي بيكن رسالهاي كامل و مفصل در اين باره است، شامل تاريخ كامل مسئله، كه در آن تعداد زيادي از موٴلفان سابق ــ يوناني، عربي، لاتيني ــ ذكر و دربارهٴ آنها بحث شده، و گاهشماريهاي ديني و غيرديني مورد نقد و تحليل قرار گرفته است.
10. مكانيك ــ بيكن برخي آثار مربوط به مكانيك يوردانوس نمورايوس يا مكتب او را ميشناخت، ولي در اين زمينه هم مانند بسياري موارد سخت تحتتأثير گروستست قرار داشت.
موضوع هايي از قبيل نيرو و بيان رياضي آن، و غيرممكن بودن خلاٴ را مورد بحث قرار داد. با پيروي از آدلاردباثي غيرممكن بودن خلاٴ را به وسيلهٴ نظريهٴ تداوم عالم توضيح داد و از جهت ديگر، آن را به صورت دليلي براي رد كثرت عوالم به كار برد.